نیلو موتوری
موتور سواریتم داستانیه![]()
قرار بود عرفان با موتور بره بیرون که تو مثل همیشه گریه میکردی که منم میام ما هم الکی سوارت کردیم ولی هروقت میگفتیم دیگه بسه دوباره گریه میکردی ![]()



بالاخره اجازه دادیم که بری تو هم از خوشحالی داشتی بال در می اوردی ![]()
همین که موتور روشن شد همزمان گریه ی تو هم قطع شد وتو پیروز شدی![]()
ولی تو بعد از 10 دقیقه موتور سواری
اینجوری اومدی خونه![]()


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نیلو موتوری
